پشت پرده هدف دولت ترامپ از طرحِ «غزه جدید»
- شناسه خبر: 11355
- تاریخ و زمان ارسال: 4 بهمن 1404 ساعت 8:53
- بازدید : 2

«جرد کوشنر»، فرستاده آمریکا و داماد ترامپ و عضو «شورای صلح»، جزئیاتی از آنچه که او طرح جامع «غزه جدید» مینامد، تحت عنوان «Master Plan/طرح جامع» برای نوار غزه در مجمع داووس در روز پنجشنبه گذشته ارائه کرد.
کوشنر گفت که این طرح در چهار مرحله اجرا خواهد شد از جمله ساخت بندر و فرودگاه جدید و شبکهای از راهآهن و جادههای اصلی و کمربندی برای اتصال شهرهای نوار غزه به یکدیگر.
طبق این طرح تا سال ۲۰۳۵میلادی بیش از ۲۵ میلیارد دلار سرمایهگذاری خواهد شد و طی هفتههای آینده کنفرانسی در واشنگتن برای اعلام نقشآفرینی کشورها در بازسازی غزه برگزار خواهد شد.
داماد یهودی ترامپ در جریان امضای منشور «شورای صلح» در حاشیه مجمع جهانی اقتصاد در داووس مدعی شد که هدف از این طرح، افزایش حجم اقتصاد غزه در عرض ۱۰ سال به بیش از ۱۰ میلیارد دلار و افزایش میانگین درآمد خانوادهها در این باریکه به بیش از ۱۳۰۰۰ دلار در سال است. وی افزود که این طرح بر اساس مراحل جغرافیایی اجرا خواهد شد و از شهر رفح در جنوب نوار غزه شروع میشود، سپس به خانیونس امتداد مییابد و در نهایت به شهر غزه در شمال این باریکه میرسد.
کوشنر تصریح کرد که مرحله نخست شامل آواربرداری از رفح به منظور آمادهسازی برای برپایی مناطق صنعتی و گردشگری و اسکان نیروی کار است و «رفح جدید» شامل بیش از ۱۰۰ هزار واحد مسکونی، بیش از ۲۰۰ مرکز آموزشی و حدود ۷۵ مرکز پزشکی و بیش از ۱۸۰ مرکز فرهنگی و مذهبی خواهد بود.
بازسازی یا بازتعریف هویت نوار غزه؟
در همین ارتباط، پایگاه خبری فلسطینی «شهاب نیوز»، به نقل از «وسام عفیفه»، نویسنده و تحلیلگر فلسطینی نوشت نقشه رونمایی شده توسط جرد کوشنر را نمیتوان به عنوان یک طرح فنی و عمرانی شهری برای بازسازی نوار غزه تلقی کرد، بلکه این طرح یک چشمانداز سیاسی-اقتصادی یکپارچه است که کارکرد و هویت غزه و آینده آن را از نو تعریف میکند.
به گفته عفیفه، این نقشه که در مجمع داووس با نام «طرح جامع/Master Plan» ارائه شد، مبتنی بر منطقی مرحلهای است که از جنوب این باریکه آغاز میشود و به سمت شمال آن پیش میرود آن هم در ترتیب زمانی که تصادفی به نظر نمیرسد، بلکه نشانگر تلاشی برای تحمیل یک واقعیت جدید، منطقه به منطقه، مطابق با یک ریتم سیاسی و امنیتی خاص است، نه مطابق با نیازهای جمعیتی یا اولویتهای اجتماعی آن.
این نویسنده و تحلیلگر سیاسی فلسطینی تصریح کرد که شالوده این طرح نه بر بازسازی غزه به شکل سابق و نه بر احیای بافت اجتماعی و شهری آن، بلکه بر مهندسی مجدد «کارکرد» آن استوار است.
وی این گفته خود را چنین توضیح داد که طبق این طرح، ساحل به یک منطقهی سرمایهگذاری و گردشگری متمرکز، شامل برجهای مسکونی و هتل، تبدیل میشود، در حالی که عمق این باریکه به منطقهای برای صنایع پیشرفته، مراکز داده و مجتمعهای فناوری تغییر کاربری میدهد و بدین ترتیب غزه از یک جامعهی مدنی ریشهدار به یک نهاد اقتصادی تبدیل میشود که رابطهاش با مردم از طریق منطق بازار و سرمایهگذاری مدیریت میشود.
عفیفه اظهار داشت که زیرساختهای پیشنهادی در نقشه دربردارنده ابعادی فراتر از توسعه اقتصادی است چرا که تمرکز شدید بر مسیرهای دایرهای شکل و جادههای سریع السیر تنها در راستای تردد مردم نیست بلکه در عین حال ابرازهایی کارساز را در اختیار صهیونیستها برای کنترل امنیتی و مدیریت مردم و بازتقسیم جغرافیا به هنگام نیاز قرار میدهد.
وی گفت که بازتعریف غزه به عنوان مرکز لجستیک منطقهای با داشتن بندر، فرودگاه، راهآهن و گذرگاههای متعدد، سوالات اساسی را درباره طرفی که اختیار تصمیمات راهبردی درخصوص مدیریت این تاسیسات را برعهده خواهد داشت، مطرح میکند.
عفیفه در ادامه گفت که این نقشه دربردارنده سه مساله و پیام اساسی است: نخست اینکه اقتصاد با تبلیغ رفاه مادی و سرمایهگذاری به عنوان راهکار حل بحران بر سیاست اولویت داده میشود و چشم بر مساله حقوق ملی و حاکمیت فلسطینیها بسته میشود.
مساله دوم به مهندسی جمعیت غزه مربوط میشود که اکثریت فلسطینیها در سازههای پیشبینی شده و دارای کارکرد خاص اسکان داده خواهند شد؛ امری که آنها را در معرض مدیریت دائمی و نظارت مستمر قرار میدهد.
مساله سوم، بازسازی مشروط غزه است، به طوری که هرگونه عملیات بازسازی به ترتیبات امنیتی و اداری جدید گره زده شده است و از همین روی، هر گامی برای بازسازی غزه در گرو امتیازدهیهای سیاسی پیشین است.
این تحلیلگر فلسطینی در پایان تصریح کرد که طرح کوشنر، غزه را به عنوان مساله آزادیخواهانه و حقوق ملی مطرح نمیکند بلکه از نظر آنها، غزه اساسا پروژه سرمایهگذاری با اصول و قواعد خارجی است و اراضی و مردم با منطق امنیتی و سرمایهگذاری و نه حاکمیتی مدیریت خواهند شد هرچند که از لحاظ عمرانی پرزرق و برق به نظر برسد، اما در اصل بازسازی را از ریشههای سیاسی مساله فلسطین جدا میسازد و غزه را به عنوان مساحت و منطقهای دارای کارکرد اقتصادی و امنیتی پیش میکشد و نه وطنی برای ساکنان آن.
منبع: فارس







